نیل مک‌کالی:
یه بار یه مردی بهم گفت: به خودت اجازه نده جوری گیر چیزی بیافتی که وقتی یه گوشه تو مخمصه می‌افتی نتونی تو ۳۰ ثانیه ازش دل بکنی. حالا اگه تو میخوای با من باشی و هرجا که من میرم تو هم بیای، چطور انتظار داری که… که ازدواج کنیم.
وینسنت هانا:
تا حالا عاشق شدی؟
نیل مک‌کالی:
بیست سالم که بود سی ثانیه عاشق شدم.
وینسنت هانا:
حالا چی؟
نیل مک‌کالی:
سی ساله دارم به اون سی ثانیه فک می‌کنم.
[Heat 1995]